شروع فعالیت در UA، شرکت در جلسات و ثبتِ زمان است. شرکت در جلسات، فرایند کلی بهبودی ما را حمایت میکند. ثبت زمان به ما کمک میکند با عادتِ زندگی کردن در ابهام مواجه شویم؛ این ابزار تضمین میکند مسائل را شفافتر ببینیم و به یاد داشته باشیم که چه کارهایی را به انجام رساندهایم و چه چیزهایی را انجام ندادهایم. به مرور با یادگیری ثبتِ مستمر چگونه گذراندن این منبع محدود، ما به شفافیت مورد نیاز بیشتری میرسیم؛ این معنای هوشیاریِ زمان است.
سیستم و شکل نوشتن - نوشتن روی کاغذ یا به صورت کامپیوتری، رسمی یا غیررسمی - مهم نیست. آنچه اهمیت دارد تمرین این است که فهرستی با آرامش اما منظم از آنچه با زمانمان انجام میدهیم تهیه کنیم. اطلاعات حاصل از این نوشتن، روشناییبخش است. پس از مدتی، ما الگوهای رفتاری خود را میبینیم. ما به روشنی در مییابیم که با ساعتهای خود در روز و با روزهای خود در هفته چه میکنیم. میبینیم که چقدر از وقت خود را برای اهدافی که معین کردهایم و یا موارد دیگر صرف کردهایم - رفتن به خرید، سه ساعت کار داوطلبانه، مرتب کردن جعبهی عکسهای قدیمی، تماس با یک دوست قدیمی، پرسه زدن در اینترنت. این لیست میتواند بیپایان باشد و برای هرکدام از ما متفاوت است.
ثبت زمان همچنین به روشنی به ما نشان میدهد که برای اتمام کاری خاص، به چه مدت زمان نیاز داریم. در برخی از موارد ما بیشتر از میزان لازم تخمین میزنیم، در موارد دیگر زمان کمتری تخمین میزنیم.این تمرینها همچون قایقی یدککش به آرامی ما را از مه و ابهامی مزمن بیرون میکشد، ابهام مزمنی که زمان ما را بیارزش کرده و مانع کامیابی ما شده است. بدون داشتن این آگاهی، گویی تلاش میکنیم زندگی را از راهی صعب و در میان مِهی غلیظ هدایت کنیم. ثبت زمان راه را برای ما روشن میکند و به ما این امکان را میدهد که آنچه را انجام دادهایم و آنچه را انجام ندادهایم ببینیم و اقرار کنیم. دیدن و اقرار کردن هر دوی آنها برای بهبودی ما اساسی است.
سیستم و شکل نوشتن - نوشتن روی کاغذ یا به صورت کامپیوتری، رسمی یا غیررسمی - مهم نیست. آنچه اهمیت دارد تمرین این است که فهرستی با آرامش اما منظم از آنچه با زمانمان انجام میدهیم تهیه کنیم. اطلاعات حاصل از این نوشتن، روشناییبخش است. پس از مدتی، ما الگوهای رفتاری خود را میبینیم. ما به روشنی در مییابیم که با ساعتهای خود در روز و با روزهای خود در هفته چه میکنیم. میبینیم که چقدر از وقت خود را برای اهدافی که معین کردهایم و یا موارد دیگر صرف کردهایم - رفتن به خرید، سه ساعت کار داوطلبانه، مرتب کردن جعبهی عکسهای قدیمی، تماس با یک دوست قدیمی، پرسه زدن در اینترنت. این لیست میتواند بیپایان باشد و برای هرکدام از ما متفاوت است.
ثبت زمان همچنین به روشنی به ما نشان میدهد که برای اتمام کاری خاص، به چه مدت زمان نیاز داریم. در برخی از موارد ما بیشتر از میزان لازم تخمین میزنیم، در موارد دیگر زمان کمتری تخمین میزنیم.این تمرینها همچون قایقی یدککش به آرامی ما را از مه و ابهامی مزمن بیرون میکشد، ابهام مزمنی که زمان ما را بیارزش کرده و مانع کامیابی ما شده است. بدون داشتن این آگاهی، گویی تلاش میکنیم زندگی را از راهی صعب و در میان مِهی غلیظ هدایت کنیم. ثبت زمان راه را برای ما روشن میکند و به ما این امکان را میدهد که آنچه را انجام دادهایم و آنچه را انجام ندادهایم ببینیم و اقرار کنیم. دیدن و اقرار کردن هر دوی آنها برای بهبودی ما اساسی است.